سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
516
تاريخ ايران ( فارسى )
جات ضميمه كردند « 1 » در سال 1877 ژنرال لوماقين « 2 » بسوى قزل آروات پيش رفت ولى قبل از اينكه بتواند موقعيت خود را مستحكم سازد مجبور بعقبنشينى شد . شروع جنگ روس و تركيه در اين موقع نيز از بروز حوادث بيشتر جلوگيرى نمود . اما در سال بعد او به گوكتپه باردوگاه خندقدار معروف طق پيش رفت . توپخانهء او به تركمانان كه در ناحيهء كوچكى جمع شده بودند تلفات موحشى وارد آورد ، ولى حملهء او منجر بعدم موفقيت شده و با تحمل تلفات سنگين عقبنشينى نمود . اين ضربه براى حيثيت روسيه خيلى وحشتناك بود و شايد بتوان اين واقعه را با عقبنشينى انگليسها از كابل مقايسه نمود . ژنرال سكوبلف « 3 » در اين موقع مأمور شد كه شهرت از دسترفتهء روسيه را دوباره به حال اول بازگرداند . اين شخص مسئلهء حمل و نقل را در درجهء اول اهميت يافت . بنابراين مانند لردكيچنر « 4 » كه بعدا با مسألهاى شبيه به آن مواجه شد به ساختن راهآهن در اين جلگهء وسيع دست زد با كمك راهآهن و قدرت تشكيلات خود او توانست كه هشت هزار نفر سپاهى و پنجاه و دو عرابه توپ و يازده مسلسل را به گوك تپه برساند . تركمنها مصمم شده بودند كه آخرين ايستادگى خود را در اين ناحيه بخرج دهند . در ژانويه 1881 با وجود حملهء شديد محصورين طق بر مهاجمين خندقهائى كنده شده و يك شكافى در خطوط دفاعى تركمانان احداث نموده و از آنجا آتش مرگبارى به داخل محوطهء محصور ريخته شد . حملهء آخرى كاملا موفقانه بود . اعلام شروع حمله با انفجار يك مين داده شد . اين مين قسمت معظم ديوار قلعه را خراب نمود و روسها كه در چهار ستون پيش ميرفتند بسرعت قلعه را تصرف نمودند . تعقيب فراريان مطابق آنچه كه اودونوان « 5 » از يك تپهء مجاور ديده و ذكر نموده است از يك فرار بانهزام
--> ( 1 ) - « واحهء مرو » فصل سوم . همچنين « ده هزار ميل » صفحهء 16 ( مؤلف ) ( 2 ) - General Lomakin ( 3 ) - Skobeleff ( 4 ) - Lord Kitchener ( 5 ) - O'Donovan